درباره این کتاب
اطلاعات بیشتری درباره این کتاب ثبت نشده است.
شش خطی 47
سختی، تنگنا، فرسودگی (Kun)
اسامی و مفاهیم دیگر: دشمنی، نماد سرکوب و محدودیت، خستگی مفرط، چیرگی عنصر فرودست، فشار و باز داشته شدن، گرهخورده، افسردگی، محدودیت خستهکننده
سیر معنایی:
پس از جمعآوری نیرو (۴۵) و صعودی چشمگیر (۴۶) فرد با شرایط سختی روبرو میشود تا از وابستگیها رها شده و درک عمیقتری از استقلال و توحید به دست آورد.
معرفی
سنجش:
تنگنا: رشد (hēng)؛ استواری (zhēn) برای انسان بزرگ (dàrén) فرخنده (jí) است و خطایی نیست؛ سخن میگوید، اما باور نمیشود (bù xìn).
تفسیر کنفوسیوس
تنگنا، پوشانده و محصور شدنِ نیروی استوار و روشن است. در وضعیت دشوار و خطرناک و در عین حال راضی و خوشنود ماندن؛ در تنگنا ماندن، بدون از دست دادن جایگاه خود رشد (hēng) است. آیا جز فرزانه (jūnzǐ) میتواند چنین باشد؟
استواری (zhēn)، برای انسان بزرگ(dàrén) فرخنده است(jí)، زیرا نیروی استوار (gāng) او در میانه و مرکز (zhōng) است.
سخن گفته میشود، اما باور نمیشود، زیرا تکیه کردن بر دهان و گفتار، سرانجام به تنگنای بیشتر میانجامد.
استواری (zhēn)، برای انسان بزرگ(dàrén) فرخنده است(jí)، زیرا نیروی استوار (gāng) او در میانه و مرکز (zhōng) است.
سخن گفته میشود، اما باور نمیشود، زیرا تکیه کردن بر دهان و گفتار، سرانجام به تنگنای بیشتر میانجامد.
متن تصویر برای ششخطی «47» از کتاب «علی اسماعیلی» ثبت نشده است.
خطوط ششخطی «47» از کتاب «علی اسماعیلی» ثبت نشده است.
گفتارهای شش خطی 47
حافظ: وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن.
تجربهها و سوالات 47
خیلی عجیب و مرتبط با سوالم بود واقعا یی چینگ فال نیست
یک خردمنده
واژهشناسی و مفهوم کلیدی :
«کون» (困، kùn) در شکل نویسه، «木» را درون «囗» نشان میدهد؛ تصویری که میتوان آن را درختی محصور و گرفتار در محدوده دانست؛ در نگرشی دیگر این نویسه را با «梱» و «閫»، یعنی آستانه یا چوبِ در، مرتبط است؛ در این خوانش، آستانه همچون مانعی بر سر راه عبور است. هر دو تصویر—درختِ محصور و مانعِ آستانهی در—به محدودیت، تنگنا، فشار یا دشواری در پیش رفتن اشاره میکنند.فرد در این وضعیت به واسطهی شرایط بیرونی تحت فشار قرار گرفته و فرسوده شده است. از این رو، خودِ تنگنا بد یا زیانبار نیست، بلکه آزمونی برای پرورش نگرش توحیدی است؛ آزمونی که فرد را وا میدارد اتکای خود به دیگران و پشتیبانی بیرونی را کنار بگذارد؛ تا بتواند صادقانه، خودبسنده و با رضایتدرونی به مسیر خود ادامه دهد. اینگونه، همچون درختی در تنگنا، ریشههای عمیقتر و استوارتری پیدا خواهد کرد.
ساختارشناسی: آب در پایین، دریاچه در بالا
«آب زیر دریاچه» خالی شدن آبِ دریاچه، خستگی، فرسودگی و شرایط دشوار را نشان میدهد.در این ساختار، ذهنی را میبینیم که اسیر هوسها و باورهای نادرست (آب در پایین) است و میخواهد لذت و شادی را از منابع بیرونی دریافت کند (دریاچه در بالا)، از این رو چشم به حمایت دیگران دوخته است. در واقع، همین نگرشها علت رنج و پایداری شرایط هستند. اما همین تنگنا فرصتی برای بازگشت به نگرش توحیدی و رها شدن از وابستگیهاست.
مولوی بازگشت به نگرش توحیدی در چنین شرایطی را چنین توصیف میکند:
«این جفای خلق با تو در جهان / گر بدانی گنج زر آمد نهان
خلق را با تو چنین بدخو کنند / تا تو را ناچار رو آن سو کنند
...
ای جفاات به ز عهد وافیان / هم ز داد توست شهد وافیان»
ویژگیهای روانی-عملکردی:
با تغییر نگرش، فرد میتواند ارادهای استوار داشته باشد، تعادل خود را حفظ کند و صادقانه به مسیر خود ادامه دهد. چنین فردی حتی در شرایط دشوار میتواند خودبسنده و شاد زندگی کند و بر حمایت بیرونی تکیه نداشته باشد.اما کسانی که از نگرش هماهنگ و تعادل درونی برخوردار نیستند، یا احساس قربانی بودن و افسردگی میکنند، یا با تقلاهای نابجا، رنج بیشتری بر خود تحمیل میکنند.
در واقع، این افراد نمیبینند که عامل اصلی تجربهی رنج و پایداری آن از خودِ شرایط نیست، بلکه از نگرشی ناشی میشود که شرایط و دیگران را تعیینکنندهی دیده است.
در مجموع، تنگنا و فرسودگی میتواند در قالب هر نوع کمبود انرژی یا شرایط نامساعد بیرونی ــ مانند رفتار نامناسب دیگران، خستگی، بیماری یا کمبود مالی ــ تجربه شود تا فرد، به تعبیر مولوی، «ناچار رو آن سو کند» و به جای تکیه بر بیرون، توانمندیهای بالقوهی خود را پرورش دهد؛ همان مسیری که در ششخطی بعد، با حفر چاه نشان داده شده است.