درباره این کتاب
اطلاعات بیشتری درباره این کتاب ثبت نشده است.
شش خطی 49
پوست اندازی، دگرگونی، نو شدن (Ge)
اسامی و مفاهیم دیگر: کیمیاگری، دگرگونیهای اساسی و سریع، تبدیل کهنه، انقلاب، تغییر اساسی، ایجاد نظمی نوین
سیر معنایی:
برای ایجاد دگرگونی حقیقی که درخشانتر و خوشایندتر است، باید به نیرویی بیپایان و حقیقی در خود تکیه کرد و به تنهایی مسیر این تحول را پیمود. از این رو، این وضعیت پس از حفر چاه و دست یابی به منبع بیپایان درونی، پاکسازی ذهن و پرورش فضایل در خود آمده است (چاه - ۴۸).
معرفی
سنجش:
دگرگونی؛ پس از رسیدن زمان مناسب، اعتماد و اطمینان پدید میآید؛ نیروی بنیادین و آغازگر، گشایش و بالندگی میآورد، امور به هماهنگی و سامان میرسند و در استواری و تثبیت قرار میگیرند؛ آنگاه پشیمانی از میان میرود.
متن کنفوسیوس برای ششخطی «49» از کتاب «علی اسماعیلی» ثبت نشده است.
متن تصویر برای ششخطی «49» از کتاب «علی اسماعیلی» ثبت نشده است.
خطوط ششخطی «49» از کتاب «علی اسماعیلی» ثبت نشده است.
گفتارهای شش خطی 49
هنوز گفتاری برای شش خطی 49 ثبت نشده
گفتارهای حکیمانهی مرتبط با این شش خطی به مرور زمان اضافه خواهند شد
تجربهها و سوالات 49
وقتی مسئلهای در جریانه، طبیعتاً ابتدای اون تا حدی تجربه شده و به صورت چیزی که در مسیر توضیح داده می...
نوید روز های خوب بعد از سختی های بسار بود امیدوارم محقق بشه
نیتم در مورد وضعیتی که رابطه ام با پارتنرم داره مشورت کردم و دقیقا مثل سوالی که به عنوان نمونه گذاشت...
واژهشناسی و مفهوم کلیدی:
گِه (革، gé) به معنای «جایگزینی، دگرگونی و نوسازی» است؛ این واژه در اصل با «پوست حیوانِ جداشده و فرآوریشده» پیوند دارد؛ پوستی که مو از آن جدا شده و آمادهی استفاده شده است. بر همین اساس مفهوم «زدودن ناپاکی به منظور رسیدن به وضعیت مطلوبتر» با آن پیوند معنایی دارد. در مسائل اجتماعی نیز 革命 (gémìng) به معنی «دگرگونیِ فرمان»، برای «انقلاب» و تغییر دودمان و نظم سیاسی استفاده شد؛ یعنی کنار رفتن ساختار کهنه و روی کار آمدن نظمی تازه.در ایجینگ نیز ۴۹ بلافاصله پیش از ۵۰، «دیگ»، قرار گرفته است. 革، کنار نهادن کهنه است و 鼎، آغاز دورانی تازه. بنابراین دگرگونی در اینجا صرفاً ویران کردنِ وضعیت موجود نیست؛ بلکه کنار رفتنِ نگرش، فکر یا شیوهای کهنه و نامناسب است تا شرایط لازم برای نظمی تازه و هماهنگتر فراهم شود.
بر همین اساس، فرد آگاهانه نگرشها، شیوهها یا وضعیتهای نامناسب را میشناسد، آنچه هماهنگتر است را نیز تشخیص میدهد و آگاهانه مسیر جدا شدن از کهنه و پیوستن به تازه را، در زمان و به شیوهی مناسب، کنشگرانه دنبال میکند.
ساختارشناسی: آتش (☲) در پایین، دریاچه (☱) در بالا
تضاد میان آتش و آب و جهتگیری این دو نیرو به سوی یکدیگر، برخلاف ۳۸ که آتش و دریاچه از هم دور میشوند، نشان میدهد که وضع موجود دیگر نمیتواند به همان شکل ادامه پیدا کند.این دگرگونی را میتوان در سطح نمادین، مانند ذوب شدن و پالایش فلز کهنه دید؛ آتش در پایین، فلز در بالا (عنصر مرتبط با دریاچه) را حرارت میدهد و ناخالصیهای آن را میسوزاند. این تصویر نشان میدهد که تحول واقعی، فقط کنار گذاشتن صورت کهنه نیست، بلکه فرآیندی است که در آن اجزای نامناسب از ساختار موجود جدا میشوند تا امکان شکلگیری صورتی تازه فراهم شود؛ مانند آنچه در دباغی پوست و جدا کردن مو از پوست شاهد هستیم.
اما زدودن ناپاکیهای کهنه به معنای فراموشی، انکار یا سرکوب آنها نیست؛ فرد باید نسبت به آنچه در ذهن و در زندگی مناسب نیست فهمی روشن و صادقانه داشته باشد و سپس در دل کنش و فعالیت، آگاهانه از آنها فاصله بگیرد و در نگرش و عملکرد خود تحولی بنیادین ایجاد کند.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
برای ایجاد چنین دگرگونی بزرگ و ارزشمندی، فرد باید درکی شفاف و بینشی روشن نسبت به وضعیت موجود، وضعیت مطلوب و زمان مناسب برای اقدام داشته باشد و بتواند بدون تکیه بر چیزی یا کسی، بهتنهایی و خودبسنده اقدام کند. در منطق این ششخطی، اعتماد بیش از آنکه پیششرط دگرگونی باشد، حاصل دگرگونیِ درست و بههنگام است؛ فرد ابتدا باید بر تشخیص خود تکیه کند و مسیر تحول را درست طی کند تا پس از آن، اعتماد و اطمینان پدید آید.از این رو، این وضعیت پس از پرورش ذهن و رسیدن به خودبسندگی در ششخطی ۴۸، «چاه»، آمده است. با تکیه بر این بنیان، شخص بهوضوح تشخیص میدهد چه چیزی باید متحول شود، چه چیزی باید جای آن را بگیرد و چه زمانی برای اقدام مناسب است. سپس با حفظ تعادل در حال و رفتار خود، بدون احساس کمبود، خشم یا شتابزدگی، گامهای ضروری را در زمان مناسب برمیدارد.
در این مسیرِ انقلابی، توجه به چند اصل ضروری است: خویشتنداری و پرهیز از شتابزدگی؛ پرهیز از اقدام زورمندانه پیش از فراهم شدن بستر مناسب؛ حفظ صداقت و استقامت در عین تنهایی و تکیه نکردن بر حمایت دیگران؛ استفاده از فرصت مناسب برای اقدام؛ اعتماد به بینش خود؛ و اجتناب از زیادهخواهی و طمعورزی برای رسیدن به چیزهای بیشتر، پس از دستیابی به تحول اساسی و مدنظر.
بنابراین دگرگونی یک واکنش ناگهانی و هیجانی نیست، بلکه کنش و فرآیندی است که باید تا رسیدن به پایان مد نظر ادامه پیدا کند.
پایبندی به این اصول و ویژگیها، فرد را قادر میسازد تا بدون افراط یا تفریط و بدون انحراف از مسیر درست، فرآیند دگرگونی را صادقانه تا پایان ادامه دهد و بنیانگذار نظمی نوین — در فضای درونی و اوضاع بیرونی — باشد.