درباره این کتاب
اطلاعات بیشتری درباره این کتاب ثبت نشده است.
شش خطی 50
دیگ، پایهگذاری دوران تازه (Dīng)
اسامی و مفاهیم دیگر: هماهنگی با قوانین آسمانی، ابزار کیمیاگری، نو شدن، فدا کردن نفس، فرهنگ، تمدن پیشرفته، وانهادن اختیار خود به راه
سیر معنایی:
پس از زدودن ناپاکیها و دگرگونی در ۴۹، شاهد پایهگذاری بنیانی تازه و تثبیت آن در زندگی هستیم.
معرفی
گفتارهای شش خطی 50
برای دگرگون ساختن اشیا، هیچ چیز با دیگ قابل مقایسه نیست؛ این ظرفی است که در آن خردمندان پالایش مییابند، حکیمان فرزانه شکل میگیرند، بوداها پخته میشوند، و اهل سلوک پاک میگردند. چگونه میتواند بسیار فرخنده و پیشرفتآفرین نباشد؟ (چیشو)
پیشهی تزکیهی نفس، ابزاری است که از طریق آن انرژی زمینی را خالص و انرژی آسمانی را پایدار میکنند، باعث پخته شدن خام و تازه شدن کهنه میشود، از این رو امکان دارد ذهن را روشن کند و زندگی را استحکام بخشد. بنابراین اساساً دیگ خوب و مسیری برای رشد و شکوفایی است. پایهی این امر، پتانسیل داشتن زندگی جاودان در خیر و خوبی است. طبخ داروی برتر در دیگ، پختن این پتانسیل زنده است تا آن را فسادناپذیر و جاودان کند. اما این مسیر قدمها و فرآیندی دارد؛ حتی کوچکترین انحراف باعث میشود اکسیر طلا به دست نیاید. بنابراین ابتدا مردم باید در اصول حقیقی(زندگی) کند و کاو کنند. (ییمینگ)
اگر فرآیند دگرگونی بخواهد رضایتمندانه پیش رود، ظرف کیمیاگران باید مانند حوزهی روان و ماندالا(۱) محفوظ و بسته بماند. برای کیمیاگران، این فرآیند در مواد مادی جمع آوری شده در کورهی کیمیاگری اتفاق می افتد. برای ما، این نماد فرآیند مشابهی درون روان را نشان میدهد. بنابراین گفته شده پیش از اینکه میان تضادهای درونی صلح برقرار شود و بتوان مرکزیت تازهای برای فرد ایجاد کرد، باید دور روان دیواری به منظور محفاظت از آن ایجاد کرد... از این رو اگر چیزی در این فرآیند از دست برود، فرآیند بیاثر شده و دستاورد پایانی ناقص خواهد بود. برای مثال، تا زمانی که فرد عیبهایش یا ارزشهایش را به شرایط بیرونی یا دیگران نسبت دهد، این ظرف بسته را ندارد. (هاردینگ)
واژهشناسی و مفهوم کلیدی
«دینگ Dīng» در اصل یک دیگ سهپایهی باستانی است که با مراسم آیینی، فرمانروایی و نظام اجتماعی پیوند یافت. ایدهنگار این واژه دقیقاً نمایانگر یک دیگ باستانی است: ظرفی گرد با دو دسته یا گوش و سه پایه.در نظام تاریخی، 鼎革 (dǐnggé)، یعنی «دگرگونیِ دودمان و نظم سیاسی»، برای تغییر یک سلسله و آغاز نظمی تازه به کار رفت؛ تعبیری که از پیوند دو ششخطی ۴۹(گِه) و این ششخطی گرفته شده است.
از این رو، 鼎 «تغییر» نیست، بلکه مرحلهی پس از تغییر است: آنچه کهنه بوده کنار رفته و اکنون دورانی تازه باید در ظرفی مناسب ریخته، پرورده و پخته شود.
بر همین اساس در این وضعیت، فرد به واسطهی هماهنگی با جریان زندگی و جایگیری درست ــ مانند کسی که در مراسم قربانی یا دیگ کیمیاگری حضور پیدا میکند ــ دستخوش تحولی بنیادین میشود.
ساختارشناسی: باد (☴) در پایین، آتش (☲) در بالا
دیگ در مراسم آیینی برای آمادهسازی غذای پیشکش به کار میرفت. ابزاری که فرزانه با آن غذا را میپزد تا به 上帝 (shàngdì)، یعنی خدای برتر، پیشکش کند و با آن فرزانگان را بپرورد. بنابراین پختن، فرایندی برای پیشکش چیزی مانند زکات اما بیشتر از جنس معنوی و عقلانی یا تغذیه و پرورش فردی دیگر است.ساختار این ششخطی بهصورت نمادین با خودِ دیگ قابل تطبیق است: خط اول، پایههای دیگ؛ خطوط دوم، سوم و چهارم، بدنهی دیگ؛ خط پنجم، دو گوش آن؛ و خط ششم، دسته یا میلهی حمل آن را نشان میدهد.
در ساختار نیز پایین باد/چوب، و بالا آتش/روشنایی است تا هیزم و آتش لازم برای پختن فراهم باشد.
به این ترتیب، کیمیاگر حقیقی یا سالک، با چوب، باد، آتش و دیگ، ناخالصیها را از خود میزداید، پخته میشود و برای ورود به دورانی تازه، متعالی و مبارک آماده میگردد.
ویژگیهای روانی-عملکردی
خوب دیدن، خوب شنیدن و خوب عمل کردن، در پرتو روشناییِ آتش؛ همراه با فرمانبری، سازگاری و هماهنگی با جریان کنونی که با باد نمادین شده است، به فرد امکان میدهد تا به وضوح دریابد که چه چیزی را باید رها کند و در چه مسیری قرار گیرد تا با جریان زندگی هماهنگ شود. این هماهنگی و جایگیری مناسب به پالایش ذهن و رشد آگاهی در فرد میانجامد که رشد خیلی خوبی برای او رقم میزند و دروازهی دورانی تازه را به روی او میگشاید.این مسیر با پاک شدن از چیزهای نامناسب آغاز میشود تا فرد آمادهی حضور در چنین فضایی شود.سپس به پرورش دانش و توانمندیهای جدید ادامه میدهد، بیآنکه اسیر حسادت و دشمنی دیگران شود.
پس از آن، با وجود داشتههای ارزشمند، ممکن است شرایط با او همراهی نکند. او باید استوار بماند و به مسیر خود ادامه دهد تا زمان مناسب فرا رسد و تلخیهای این دوران محو شود. اما اگر شتابزده به دنبال دیده شدن و رسیدن به جایگاهی فراتر از حد توانش باشد، سرافکنده خواهد شد.
با ادامه دادن این فرایند، فرد بهتدریج پخته و بالغ میشود و سرانجام میتواند به پرورش و بالندگی دیگران نیز بپردازد.
از این رو، حکمت «پایهگذاری بنیانی تازه 鼎» به معنی «تغییر کردن» نیست بلکه در ادامهی «تغییر کردن» است؛ یعنی در تبدیل کردن چیزهای خام به چیزی پخته، هماهنگ و سودمند؛ و یا ایجاد چنین فضایی برای دیگران.
درک بهتر «دیگ» در رابطه با سایر وضعیتها:
ششخطیهای ۵ (انتظار)، ۲۷ (تغذیه)، ۴۸ (چاه) و ۵۰ (دیگ) همگی با پرورش دادن و خوراکرساندن پیوند دارند، اما در چهار مرحلهی متفاوت دیده میشوند. در ۵، فرد باید خود را تغذیه کند تا بتواند با ترسها و دشواریها روبهرو شود. در ۲۷، تغذیه از خود آغاز میشود و به دیگران میرسد، اما در مقیاسی کوچکتر. در ۴۸ و ۵۰، این تغذیه به گروه بزرگتری تعلق دارد.تفاوت اصلی میان ۴۸ و ۵۰ در نوع و شیوهی خوراکرساندن است: در چاه (۴۸)، خوراک «آب» است و افراد باید خود از چاه آب بردارند؛ اما در دیگ (۵۰)، خوراک «غذا» است و به مهمانان تقدیم میشود.
«آب و غذا» به صورت نمادین همچون یین و یانگ هستند: آب نماد پاکسازی و پرورش ذهن است و غذا نماد آگاهی و رشد عقل. در ۴۸، با حفر چاه، تمرین و تلاش، ظرفیت دریافت و بهرهبرداری از پتانسیل موجود رشد میکند؛ در ۵۰، روشنایی و نیروی عقلانی تازه شکل میگیرد و عرضه میشود.
همچنین در ۴۸ فرد با حفر چاه و استفاده از سطل و طناب مناسب میتواند از این پتانسیل موجود آب برداشت میکند. در ۵۰ آگاهی و روشنایی، مانند کسی که در اجتماعی روحانی حاضر شده، به فرد «تقدیم میشود».