شش خطی 48
برداشت از چاه، حفر چاه (jing)

متن اصلی و تفسیر ای چینگ - تصویر شش خطی 48 - برداشت از چاه، حفر چاه (jing) از جدول یی چینگ

اسامی دیگر:

منشأ، سرچشمه، نیازهای پایه‌ی زندگی، منبع بی‌پایان، هوشیاری ژرف، پتانسیل ناب، توان بالقوه

واکاوی و توضیح

نماد شش‌خطی 48

واژه‌شناسی و مفهوم کلیدی:

Jing یک چاه است؛ جایی که فرد سیراب می‌شود. ایده‌نگار جینگ تصویری از یک قطعه زمین است که به نه بخش مساوی تقسیم شده و «چاه» در بخش مرکزی ــ که در گذشته منحصراً برای منفعت دولت یا ارباب کشت می‌شد ــ قرار داشت. از آنجا که چاه نقش محوری در زندگی مردم داشت و مردم روستا از آن آب برمی‌داشتند، چاه محل رفت و آمد مردم شد و اهمیت زیادی پیدا کرد.

این نمادْ منبعی را نشان می‌دهد که در دسترس شماست و با آن می‌توانید «خستگی» را از تن خود خارج کرده و سیراب شوید. اما این دسترسی در اکثر موارد از طریق حفر چاه توسط خود فرد صورت می‌گیرد. حفر چاه پرورش ذهن و یافتن نیرویِ الهیِ بی‌پایانِ درونی، حفر چاه کسب و کار خود، حفر چاه یادگیری زبانی تازه یا ... که هم منبعی بی‌پایان را در اختیار شما قرار می‌دهد و هم شما تبدیل به چاهی برای استفاده‌ی دیگران می‌شوید. نکته‌ی کلیدی این است که آب این چاه به کسی تقدیم نمی‌شود؛ هر کس باید خود از آن آب برداشت کند.

ساختارشناسی: باد/چوب (☴) در پایین، آب (☵) در بالا

این ساختار تصویری از سطلی چوبی است که آب را از اعماق چاه بالا می‌کشد. همچنین شبیه به ریشه‌های درختی است که آب را به سطوح بالایی درخت می‌رساند. چوب در پایین (☴) تلاش مداوم و نفوذ نرمی است که آب (☵) را در دسترس قرار می‌دهد.

با دقت در ساختار، مشاهده می‌شود که آبی که در بالا پدیدار شده از یک منبع ناپیدا سرچشمه می‌گیرد. از این رو این منبع از «صدف کون و مکان بیرون است» و در این فرآیند، آبْ از «نیستی» به سطح هستی آورده می‌شود: در واقع هر آفرینش تازه‌ای ــ یک آموزه‌ی معنوی، ایده‌ی خلاقانه، شاهکار هنری یا یک نظریهٔ علمی ــ حاصل چنین فرآیندی است.

کارگاه صنع حق چون نیستی است   جز معطل در جهان هست کیست (مولوی)

ویژگی‌های روانی-عملکردی:

فرد اراده‌ای خستگی‌ناپذیر، سازگار و منعطف دارد که به او امکان می‌دهد آهسته و پیوسته در مسیر رسیدن به هدف خود قدم بردارد. او در میان سختی‌ها تعادل و درستکاری خود را حفظ می‌کند و صادقانه ادامه می‌دهد. چنین فردی چالش‌های مسیر را فرصتی برای پرورش بیشتر می‌بیند و از ادامه دادن خسته نمی‌شود. اینگونه به منبع بی‌پایان‌ دست خواهد یافت و به فردی قابل اتکا که خود می‌تواند منشأ تأمین نیاز دیگران باشد تبدیل می‌شود.

نگاهی به مسیر حفر چاه: در آغاز، آب این چاه گل‌آلود است و نمی‌تواند به خود یا دیگران نفعی برساند، پس باید به پرورش بیشتر ادامه داد؛ حتی پس از پاکسازی و رشد نسبی، تنها خود فرد و تعداد محدودی از آن بهره خواهند برد؛ در این زمان فرد باید با صبر و پایداری به پرورش بیشتر بپردازد تا به آبی گوارا و خنک برسد و آن را در اختیار دیگران نیز قرار دهد. در چنین زمانی مهم است که فرد درِ چاه را باز بگذارد و اجازه دهد همگان از این آب گوارا بهره‌مند شوند.

سیر معنایی:

فرد در تنگنا (۴۷) می‌آموزد تنها باید به منبعی پایدار و بی پایان تکیه کند. به این ترتیب تکیه به هر چیز دیگر را رها کرده و شروع به حفر چاه خود می‌کند.

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد   آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد ــ گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود   طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد (حافظ)

کارگاه پاکسازی و رشد فردی
حل مسائل کهنه، بهبود روابط، افزایش تعادل، سکوت ذهن، سطح انرژی و... توضیح بیشتر


معرفی، سنجش، تصویر و خطوط بر اساس توضیحات ریچارد ویلهلم


معرفی شش خطی

چوب پایین است و آب بالا. چوب پایین می‌رود تا از زمین آب بالا بیاورد. این تصویر، از چاه آب، تیرهای چوبی و دلو (سطل) در چین باستان گرفته شده است. در چین باستان سطل ها گلی بوده اند به همین دلیل چوب نشان دهنده‌ی سطل نیست، بلکه تیرک‌های چوبی را نشان می‌دهد که با آن‌ها آب را از چاه بالا می‌کشند. این تصویر همچنین به دنیای گیاهان اشاره می‌کند که آب را از درون زمین با ریشه و آوند‌های خود بالا می‌کشند. چاهی که از آن آب بر می‌دارند ایده‌ی خوراک رساندن و پرورش دادن بی‌پایان و خستگی ناپذیر را هم مطرح می‌کند.

سنجش شش‌خطی:

از «ون‌وانگ (شاه ون)» نگارنده‌ی ای‌جینگ (~سده‌ی نه تا یازدهم پیش از میلاد)

«چاه». شهر ممکن است تغییر کرده باشد، اما چاه نمی‌تواند تغییر کرده باشد. چاه نه کاهش و نه افزایش میابد. آن‌ها (مردم) می‌آیند و می‌روند و از چاه برداشت می‌کنند. اگر فرد تا پایین و نزدیک آب رسیده باشد ولی طناب تا آخر نرود (و به آب نرسد) یا دلو (سطل) بشکند، بداقبالی به بار می‌‌آید.

در چین باستان پایتخت‌ها، گاهی به خاطر جایگاه بهتر، گاهی به خاطر دگرگونی سلسه‌ها جابجا می‌شده. سبک معماری در طول قرن‌ها تغییر کرده، اما شکل چاه از دوران باستان تا امروز ثابت باقی مانده است. از این رو «چاه» سمبل آن ساختارهای اجتماعی است که توسط انسان‌ها و مستقل از همه‌ی اتفاقات سیاسی، برای برآورده ساختن ابتدایی‌ ترین و اصیل ترین نیازهای انسانی تکامل یافته است. ساختارهای سیاسی به همراه تغییر کشورها تغییر کرده است، اما زندگی مردم با نیازهایی که دارد همواره یکسان باقی می‌ماند و این چیزی است که تغییرناپذیر است. زندگی نیز پایدار و بی انتها است. نه بیشتر می‌شود و نه کمتر؛ برای یکی و برای همه. نسل‌ها می‌آیند و می‌روند و همه از زندگی و فراوانی بی‌پایان آن لذت می‌برند. به هر حال، سازمان‌های سیاسی و اجتماعی رضایت بخش دو پیش‌نیاز دارند. ما باید تا زیربنای زندگی پیش رویم. چون هر نظام و سیستم سطحی که به این نیازهای عمیق توجهی ندارد و آن‌ها را برطرف نمی‌کند، آنقدر بی‌اثر است که گویی هیچ تلاشی برای ایجاد چنین نظامی انجام نشده. بی‌ملاحظگی -که باعث می‌شود سطل بشکند- هم فاجعه آمیز است. برای مثال اگر ارتش یک کشور زیاده روی کند باعث بروز جنگ‌ها ‌می‌شود، نیروی دولت تحلیل می‌رود، این همان شکستن سطل است. این شش‌خطی برای زندگی فرد هم کاربرد دارد. هر چند روحیه‌ یا تحصیلات افراد ممکن است متفاوت باشند، اساس طبیعت انسان در همه یکسان است. و هر انسانی می تواند از این چشمه ی پایان ناپذیر الهی که در ذات اوست، در مسیر رشد خود استفاده کند. اما اینجا دو خطر در کمین است: انسانی ممکن است در مسیر آموزش دیدن و پرورش دادن خود نتواند به ریشه های حقیقی ذات خود نفوذ کند و در جایی در این مسیر، دگم و بدون انعطاف باقی بماند – رشدی جزئی که همانند آموزش ندیدن بد است –، یا ممکن است ناگهان فرو بپاشد و رشد فردی خود را متوقف کند.

تصویر شش‌خطی:

منسوب به «کنفسیوس» (~سده‌ی ششم تا پنجم پیش از میلاد)

آب روی چوب: نگاره‌ی «چاه». به این ترتیب انسان برتر مردم را در کارهایشان حمایت می کند و آن ها را تشویق می کند که به یکدیگر کمک کنند.

سه خطی «سون»، درخت، پایین است و سه خطی «ک.آن»، آب، بالا است. تنه ی درخت آب را بالا می کشد. درست مثل تنه ی درخت که همچون اندامی است که همچون چاه به همه ی اجزای گیاه سود می رساند، انسان برتر جامعه ی انسانی را سامان می بخشد، به این ترتیب، مثل بخشی از درخت، اجزای این جامعه در کنار هم، برای سود رساندن به کل تلاش می کنند.

گفتارهای شش خطی 48

اگر کسی پیش از آنکه خود به دائو دست یابد، اصرار داشته باشد که دیگران را آموزش دهد، این یعنی فقدان بنیان و پایه‌ی استوار. پرورش بدون بنیان، فاقد تسلط درونی است؛ اگر بی‌دقت به کار گرفته شود، آشفتگی ایجاد می‌کند، و بدون این‌که کسی را یاری دهد، ابتدا خود را از دست می‌دهد. این مانند تلاش برای کشیدن آب از چاه است در حالی که طناب کوتاه است یا سطل آب می‌شکند؛ در نتیجه، فرد خود را دچار بداقبالی می‌کند. (ییمینگ)

تجربه‌ها و سوالات 48

نام انتخابی کسانی که وارد حساب کاربری نشده‌اند با پسوند «| مهمان» ثبت می‌شود و دیگران نیز می‌توانند آن را انتخاب کنند.
0/4000
هنوز گفت و گویی برای شش خطی 48 ثبت نشده

با ثبت تجربه و حتی پرسش خود به بهبود درک دیگران هم کمک کنید


متن اصلی خطوط از «وو‌وانگ» (پسر شاه‌ون) و «دوک ژو» (برادر کوچک‌تر شاه‌ون)، که پس از درگذشت وی به کتاب افزوده شد
(~سده‌ی یازدهم پیش از میلاد)


خط اول:

کسی از چنین چاه گل‌آلودی آب نمی‌خورد.هیچ حیوانی هم به چنین چاه قدیمی‌ای سر نمی‌زند.

تفسیر خط اول

اگر کسی اطراف باتلاق های دور افتاده پرسه بزند، زندگی او به گل می نشیند. چنین فردی تمام چیزهای ارزشمند انسانی را از دست می دهد. دیگران هم به دنبال کسی نمی گردند که مسبب گمشدگی و دور افتادگی خودش است. در آخر کسی هم خودش را به خاطر او به دردسر نمی اندازد.

خط دوم:

از دهنه‌ی چاه او به ماهی‌ها تیراندازی می‌کند.ظرف شکسته و (آب) از آن نشت می کند.

تفسیر خط دوم

آب پاک است اما از آن استفاده نشده است. به این ترتیب چاه تنها جایی قرار گرفته که ماهی ها از آن استفاده می کنند و دیگران تنها به خاطر گرفتن ماهی به سمت چاه می آیند. اما ظرف حمل ماهی ها شکسته و به همین دلیل نمی توان ماهی ها را در آن نگه داشت. این تصویر وضعیت فردی را نشان می دهد که چیزهای خوبی دارد اما از آن ها راضی نیست و غر و لند می کند. کسی به خاطر چنین فردی به خودش زحمت نمی دهد. در نتیجه ذهن او به هم می ریزد. او با انسان های پست ارتباط برقرار می کند و دیگر نمی تواند چیز ارزشمندی به دست آورد.

خط سوم:

چاه پاک شده است، اما کسی از آن نمینوشد.این قلب من را اندوهگین می کند؛ چون فرد می‌تواند از آن آب بردارد.اگر پادشاه ذهن روشنی داشت، همه می‌توانستند از این خوش اقبالی لذت ببرند.

تفسیر خط سوم

فردی توانمند در دسترس است. او مانند چشمه و چاهی پاک است که آب آشامیدنی دارد. اما هیچ استفاده ای از آن نمی شود. این مایه ی اندوه کسانی است که او را می شناسند. او آرزو می کند که شاهزاده او را بشناسد؛ این می تواند باعث خوش اقبالی همگان شود.

خط چهارم:

چاه بسته شده است. سرزنشی در کار نیست.

تفسیر خط چهارم

حقیقتاً وقتی چاه در حال سنگ چین شدن و بازسازی است قابل استفاده نیست. اما این کار بیهوده نیست؛ نتیجه این است که آب پاک می ماند. در زندگی هم زمان هایی است که شما باید اوضاع خود را سامان دهید و منظم کنید. در طول چنین دوران هایی نمی توانید برای دیگران کاری انجام دهید، اما کار شما ارزشمند است، چون نیرو و توانمندی شما از طریق این رشد درونی و فردی تقویت می شود و می توانید کارهای بیشتری انجام دهید.

خط پنجم:

در چاه آبی خنک، بهاری و پاک هست که فرد می‌تواند از آن بنوشد.

تفسیر خط پنجم

چاهی که توسط چشمه ای جوشان پر می‌شود چاه خوبیست. کسی که اخلاق او مانند چنین چاه و چشمه‌ای است، به دنیا آمده تا رهبر و ناجی انسان‌ها باشد، چون او مصداق آب زندگی بخش است.
با این همه، ویژگی خوش اقبالی اینجا بیان نشده است. تنها نکته ی مهم در مورد یک چاه این است که آب از آن برداشت شود. بهترین آب هم وقتی از آن استفاده نشود، تنها پتانسیلی برای تازگی بخشیدن، آگاهی دادن و سیراب کردن است.
این در مورد رهبران بشریت هم صادق است: تنها نکته ی مهم در مورد آنها این است که شما باید از چشمه‌ی سخنان و وجود آن‌ها بنوشید و آن‌ها را تبدیل به زندگی کنید.

خط ششم:

او بدون روبرو شدن با مانعی از چاه آب برمی‌دارد.این چاه قابل اتّکا و مورد اطمینان است.خوش بختی فوق‌العاده.

تفسیر خط ششم

این چاه متعلق به همه است و آب برداشتن از آن برای هیچکس ممنوع نیست. مهم نیست چه تعدادی بیایند، همه آنچه نیاز دارند را خواهند یافت، چون این چاه قابل اتکا و مورد اطمینان است. چشمه ی این چاه چاه چشمه ای دارد که هرگز خشک نمی شود. به همین دلیل خیر و برکتی بسیار بزرگ برای تمام سرزمین به حساب می آید.